تببین مدل تاب آوری کسب و کارهای
کوچک و متوسط در کشور ایران:
رویکرد آمیخته ISM-FDEMATEL
زهره محسنی کبیر *
زهره موسوی کاشی **
سید شهروز سید حسینی نیا ***
تاریخ ارسال: 12/07/1402
تاریخ پذیرش: 08/04/1403
چکیده
نقش کلیدی کسب و کارهای کوچک و متوسط به عنوان موتور مولد اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . کسب و کارهای کوچک و متوسط امروزه به عنوان عامل عمده رشد ساختار صنعتی بسیاری از کشورها، بخصوص کشورهای درحال توسعه محسوب می شوند. بنابراین مقاومت آنها برای رقابت در بازار جهانی قرن بیست و سوم حیاتی و این امر مهم جز با تاب آوری امکان پذیر نمیباشد. این پژوهش از بعد هدف، اکتشافی-توصیفی؛ از بعد مخاطب، بنیادی (جامعه علمی) و از بعد زمان، مقطعی بوده و مبتنی بر رویکرد آمیخته میباشد. در بخش کیفی از ابزار مصاحبه عمیق با خبرگان، و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته، استفاده شده است. در تحلیل دادهها، برای غربالگری متغیرها از روش دلفی فازی و جهت شناسایی روابط مولفهها و تعیین مولفههای استراتژیک از روش دیمتل فازی، استفاده شد و درنهایت جهت تعیین ساختار سلسله مراتبی و تحلیل تعامل، روش معادلات ساختاری تفسیری استفاده گردید. جامعه مورد مطالعه این پژوهش به شیوه نمونه گیری هدفمند و استفاده از روش گلوله برفی انتخاب گردید. جهت تکمیل و تحلیل معیارها به روش دلفی، تعداد 13 نفر و جهت بررسی روابط علت و معلولی بین معیارها، تعداد 12 نفر از کارشناسان با توجه به تخصص و صلاحیت مرتبط مورد مطالعه قرار گرفتند. با توجه به یافتههای پژوهش، عوامل استراتژی، منابع اقتصادی، منابع انسانی، ویژگیهای مدیریتی، تحقیق وتوسعه جزء برجسته ترین و قویترین عوامل اصلی موثر بر تابآوری کسب و کارهای کوچک و متوسط میباشند. این عوامل جزء عوامل مستقل ولی با تاثیرگذاری بالا میباشند. همچنین عوامل تحریم، ثبات سیاسی، ثبات اقتصادکلان، حق مالکیت معنوی، ارتباطات سیاسی، نوسانات نرخ ارز و فراگیری مالی ازجمله مولفههای گروه علت و تاثیرگذار پژوهش بودهاند، علاوه برآن عوامل برون سازمانی که عمدتاً کسب و کارها نقشی در بهبود و یا تغییر آنها ندارند؛ جزء عواملی هستند که علیرغم روابط قوی، برجسته نیستند و برای تاب-آوری کسب و کارهای کوچک و متوسط از درجه اهمیت کمتری برخوردار ند. همچنین عوامل ظرفیت سازگاری، جهانی شدن، نوآوری، شخصیت، برند و شهرت، همکاری، مکان و تنوع، فنآوری مالی، کارآفرینی، سرمایه اجتماعی و فنآوری اطلاعات جزء عوامل کاملاً برجستهایی هستند که اتصالات ضعیفی دارند. این عوامل بر روی عوامل دیگر نمیتوانند تاثیرگذار باشند ولیکن از عمده فاکتورهای مهم و اساسی تابآوری کسب و کارها میباشند.
واژگان کلیدی: تاب آوری، کسب و کارهای کوچک و متوسط، معادلات ساختاری تفسیری، دیمتل فازی، دلفی فازی.
مقدمه
امروزه فعالیت سازمان ها و کسب و کارها به دلیل پیشرفت روز افزون فن آوری، جهانی شدن و رقابت، به طور فزایندهای مبهم، تغییر پذیر و نامطمئن شده است (آلوین و همکاران ، 2011). سازمانها برای اینکه بتوانند در عرصه فعالیت خود باقی بمانند و رشد کنند، ملزم به انجام سریع و مکرر تغییرات گسترده هستند (دی میوز و همکاران ، 2011؛ گوردون و همکاران ، 2000). از سوی دیگر افزایش تعداد فاجعه های زیست محیطی چالش های دیگری را به وجود می آورد که هم به قابلیت انطباق و سازگاری و هم به برنامه ریزی بیشتر و دقیق تر از سوی سازمان ها نیاز دارند (لی و همکاران ، 2013؛ مک کی ، 2009). در شرایط فعلی کسب وکار، سازمان ها لاجرم، ملزم به مقاومت روزافزون و سازگاری می باشند(ناسوال و همکاران ،2013). مفهوم بقا و تاب آوری در مدیریت عملیاتی موضوع مهمی است که می بایست در بسیاری از شرکتها مورد تحقیق و استفاده قرار گیرد تا بتواند با شرایط بحرانی مقابله کند(کمالاحمدی و ملت پرست، 2016).
رویدادهای شدید در مقیاس بزرگ نشان دادهاند که مدیریت بحران برای محافظت از سیستمها و زیرساختها در برابر حوادث مخرب، کافی نیست. بنابراین، اخیراً، مدیران توجه خود را از ساخت یک سیستم قوی با مدیریت بحران و ریسک به یک سیستم منعطف با مدیریت تاب آوری جلب کردهاند(بارآبادی و همکاران ،2020). سیستمهای مقاوم در صورت ایجاد اختلال ناگهانی، از کار میافتند و ارزش اصلی خود را از دست میدهند، درحالی که سیستمهای تابآور اثرات سوء را جذب میکنند، پس از ایجاد اختلال، با سطح عملکرد مطلوب خود سازگار میشوند و آنها را بازیابی میکنند (متعهدی و همکاران، 2021).
تاب آوری مفهومی به طور فزاینده مهم در چشم اندازهای اقتصادی-اجتماعی فعلی است. با توجه به شرایط رقابتی جهانی که در آن زندگی می کنیم، این روند به ویژه در شرکت های کوچک و متوسط قابل توجه است. این شرکت ها به دلیل منابع و قابلیت های محدود خود، در معرض سناریوهای نامطلوبی قرار دارند که می تواند ثبات، دوام و توسعه آنها را به خطر اندازد. بنابراین، شناسایی عوامل تعیین کننده تاب آوری کسب و کارهای کوچک و متوسط و روابط علت و معلولی مربوط به آنها یک کار اساسی است زیرا تاب آوری این شرکت ها شامل طیف گسترده ای از موضوعات مفهومی یا نظری است که باید به طور کامل تری درک شوند (برانکو و همکاران ،2019).
SME ها به طور گسترده ای در ایجاد مشاغل، نوآوری ها و گسترش به بازارهای جدید کمک می کنند و به عنوان "موتور" اقتصاد ملی کار می کنند. این شرکت ها اشتغال را تقویت می کنند، رشد اقتصادی را تحریک می کنند و ثبات اجتماعی را تضمین می کنند( ترنر و همکاران ،2010). با توجه به اهمیت این بنگاه ها، ارزیابی همه جانبه عوامل تاثیر گذار بر تاب آوری SME ها در تحقیقات گذشته کمتر دیده شده و بهتر است علاوه بر ارزیابی همه جانبه، تحولات بازار و تغییراتی را که ممکن است بر مقاومت و تاب آوری این شرکت ها تاثیر بگذارد، کنترل شود (وداواتا و اینگریگ ، 2016 ).
در حال حاضر در کشور ایران سیاستهای دولت بر روی کسب وکارهای کوچک و متوسط متمرکز میباشد، زیرا این واحدها نقش مهمی در ترویج نوآوری، انعطافپذیری و کارآفرینی در شرایط بحران مالی ایفا میکنند. با توجه به این امر مهم و ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮﺟﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺒﺤﺚ تابآوری و ﻧﯿﺰ اهمیت SME ها در اقتصاد ملی و تولید ناخالص داخلی و ایجاد فرصتهای شغلی(گوناسکران و همکاران ،2011)، این پژوهش تلاش میکند مهمترین عوامل موثر بر تابآور بودن کسب کارهای کوچک و متوسط را شناسایی و با مدلسازی عوامل و ارائه یک مدل برتر، به ﺧﻼء تحقیقاتی موجود در این زمینه پاسخ دهد.
روشهای فعلی مورد استفاده برای ارزیابی تابآوری SME ها به دلیل محدودیتهای وسیع مورد انتقاد قرار گرفتهاند. این مشکلات شامل نحوه انتخاب معیارها و عوامل تعیین کننده در سازوکارهای ارزیابی است که غالباً منجر به حذف قابل توجهی از عوامل تاثیرگذار می شود علاوه بر این، روشهای مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل روابط علت و معلولی بین این عوامل در درک اشتباه، نقش داشته است (کنتریراز و همکاران ، 2017). بنابراین، مطالعه حاضر به دنبال ایجاد یک فرآیند ابتکاری برای ایجاد یک ساختار شناختی یکپارچه است که ارزیابی تاب آوری SME ها را در ابعاد مختلف بسنجد. به طور خاص این تحقیق با هدف ارائه یک درک جامعتر و مبسوطتر از مفهوم تابآوری در SME ها انجام شده است.
در مطالعات گذشته، محققین تنها به بررسی یک بعد تابآوری در سازمانها و جوامع پرداختهاند برای مثال میتوان به مطالعه سالیگناک (2019) بر روی تابآوری مالی؛ مطالعه آلبرتی و همکاران (2018) بر روی تابآوری و منابع و استراتژیهای SME ها؛ بلانکا و بوتلا (2016) بر روی تابآوری منابع انسانی؛ مفابی و همکاران (2012) بر مدیریت دانش و نوآوری؛ مایلز و همکاران (2016) بر اثرات بازاریابی و خودکارآمدی کارآفرینی؛ آمبولکار و همکاران (2015) بر تابآوری زنجیره تامین، نام برد. جهت ارتقاء و بهبود مطالعات گذشته که اکثر آنها تک بعدی بوده اند؛ در این تحقیق سعی شده است تا این خلا تحقیقاتی پوشش داده شود و در یک بررسی جامع به طور همزمان عوامل داخلی و خارجی موثر بر فعالیت کسب و کارها را شناسایی و به بررسی بپردازد. سهم این مطالعه افزایش درک ما از تاب آوری سازمانی در همه ابعاد آن و کشف اثربخشی شاخص های بومی- منطقه ایی مربوط به کشور ایران برای ارزیابی تابآوری سازمان است.
در تحقیقات پیشین تکنیکهای مرتبط با MCDM، به طور گسترده در بررسی عوامل موثر مورد استفاده قرار گرفته اند(باتیا، و سریواستاوا ،2018). در میان تمامی این روشها، DEMATEL نسبت به سایر روشها در شناسایی عوامل تأثیرگذار کلیدی، برتری دارد و ISM در آشکار ساختن سلسله مراتب منطقی نفوذ بر سایر رویکردها برتری دارد(ونکاتش و همکاران ، 2017). بر این اساس، بسیاری از محققان با موفقیت از روش DEMATEL برای شناسایی عوامل تاثیرگذار کسب و کارها و از روش ISM برای آشکارسازی ساختار سلسله مراتبی عوامل تاثیرگذار استفاده کردهاند. با این حال، تحقیقات کمی در زمینه تابآوری کسب و کارها در تمامی ابعاد سازمان با روش ادغامی ISM- FDEMATEL وجود دارد که فضای وسیعی را برای آزمایش این مطالعه فراهم میکند.
مروری بر ادﺑﻴﺎت ﺗﺤﻘﻴﻖ:
واژه تاب آوری اولین بار در زمینه اکولوژی در سال 1973 توسط هولینگ مطرح و در زمینه های مختلفی مانند مهندسی، پزشکی، مدیریت منابع انسانی (لننیک هال و بک ، 2011)، مدیریت زنجیره تأمین (کریستوفر و پک ، 2004) و همچنین روانشناسی فردی(لوتر و همکاران ، 2000) و سازمان (بارنت و پرات ، 2000) گسترش یافت. مفهوم تابآوری به سرعت درحال تبدیل شدن به بخشی از فرهنگ مفهومی و تحلیلی در مطالعات اقتصادی- مالی میباشد(مارتین و سانلی ، 2015).
برخی از نویسندگان تابآوری را نوعی پیشبینی و آگاهی از خطر میدانند(بوین و لودج ، 2016؛ سامرز ، 2009؛ لیننلوئکه و گریفیتس ، 2013؛ لننیک هال و بک، 2005) و یا آگاهی از وضعیت یعنی میزان درک صحیح سازمان از محیط و توانایی مدیریت آسیب پذیریهای کلیدی (مک مانوس و همکاران ، 2007)، نویسندگان دیگر تاب آوری را نوعی ظرفیت کنار آمدن با شوک های پیشبینی نشده پس از بروز آن میدانند (ویلداوسکی ، 1988). برخی از سرگیری سریع وظایف مهم(بوین و لودج، 2016) و همچنین ظرفیتهای انطباقی، یعنی مجموعه منابع موجود و صلاحیتهایی که پایداری، سازگاری و تحول را در مواجهه با آشفتگی ها امکان پذیر میسازد (نلسون و همکاران ، 2007؛ داوودی ، 2013؛ لیننلوئکه و گریفیتس، 2013؛ دارنهوفر ، 2014). بطور کلی تاب آوری مفهومی میباشد که بر توانایی بازیابی، مدت زمان بازیابی و هزینه های مرتبط با بازیابی به ویژه در زمان بحرانهای مالی و اقتصادی تاکید دارد و از مهمترین مباحث مدیریت استراتژیک محسوب میشود (ایبورا و همکاران ،2020). همچنین تاب آوری به عنوان مجموعه اقدامات موفقیت آمیز یک کسب وکار در پیشبینی، مقابله و بهبود زودهنگام شرایط در زمان بحران اقتصادی تعریف میشود(بویل و همکاران ، 2017).
چیت سازان و همکاران (1397) پژوهشی با عنوان" ارزیابی عوامل مؤثر بر ظرفیت تابآوری کسب وکارهای کوچک و متوسط(مورد مطالعه: قطعهسازان صنعت خودرو)" انجام دادند یافتههای پژوهش نشان میدهد داراییها و منابع سازمان، رقابتپذیری و پویای سازمان، تابآوری کسب وکارهای کوچک و متوسط را تبیین میکنند. این درحالی است که متغیر یادگیری و فرهنگ، تأثیر معناداری بر ظرفیت تابآوری نداشته است.
استادی و سلیمان پور(1396) پژوهشی با عنوان"رابطه تابآوری سازمانی با رقابتپذیری و مزیت رقابتی پایدار مورد مطالعه: شرکت سیمان بجنورد" انجام دادند. نتایج نشان داد که بین تابآوری سازمانی با رقابتپذیری و مزیت رقابتی ارتباط معناداری وجود دارد.
انکوندابانانگا و همکاران (2019) به بررسی ویژگیهای شرکت و تابآوری مالی پرداختند. یافتهها نشان داد که ویژگیهای شرکت از جمله اندازه، سن، نوآوری و تابآوری مالی برای پیشبینی بقای شرکتهایی با منافع عمومی مانند موسسات مالی یک نیروی پیش بینی کننده است.
برانکو و همکاران(2019) پژوهشی با عنوان"تجزیه و تحلیل تعیین کنندههای اصلی تابآوری کسب و کارهای کوچک و متوسط به کمک نقشه شناختی فازی" انجام دادند. شش خوشه اصلی: مشخصات رهبری، تیمهای کارمندی، ساختارها و فرایندها، بازاریابی و نوآوری، جنبه های مالی، و عوامل خارجی را به عنوان عوامل اصلی تاب آوری SME شناسایی کردند.
بلانکو و مونتس-بوتلا (2017) در تحقیقات خود نشان دادند که سرمایه انسانی سهم قابل توجهی در تابآوری شرکتها دارد به همین دلیل شرکتها باید سیاستهای جذب و آموزش و توسعه و نقش احساسات و انگیزه را در تفکر خلاق و نوآوری در نظر بگیرند.
فو و همکاران (2017) "چگونگی ارتباطات سیاسی شرکتها و دسترسی آنها به منابع مالی و تاثیر آن بر عملکرد کسب و کار" را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن است که شرکتهای متصل به سیاست میتوانند از بانکهای دولتی وام بگیرند. بهبود دسترسی به منابع مالی از طریق ارتباطات سیاسی برای SME ها بیش از بنگاههای بزرگ برجسته است. یافته دیگر در مورد تفاوت ارتباطات سیاسی رسمی و غیررسمی نشان میدهد که دوستی و روابط جامعه برای انتقال اطلاعات و قابل اعتماد بودن شرکتها به موسسات مالی و کاهش هزینههای دریافت اعتبار مفیدتر است.
شناسایی عوامل موثر بر تاب آوری کسب و کارهای کوچک و متوسط:
تعاریف ارائه شده در مورد تابآوری سازمانی توسط نویسندگان و محققان گذشته مشتمل بر شاخصهایی هستند که میتوان از آنها جهت شناسایی عوامل موثر و مدلسازی تابآوری کسب و کارها استفاده کرد. شاخصهایی همچون ثبات و پایداری، پاسخگویی، ظرفیت سازمان، انطباق پذیری و سازگاری که در اکثر تعاریف منجمله لی و همکاران (2018)، آزوسا و هیرویوکی (2013)، گوناسکران و همکاران (2011)، لوتانس و همکاران (2006)، ران و همکاران (2011)، میتوان مشاهده کرد. بنا بر تعاریف ارائه شده توسط محققان گذشته و با مرور ادبیات در بازه زمانی سالهای 2000 الی 2022 و 1390 الی 1401، عمده عوامل موثر بر تابآوری سازمانها منجمله: ساختار سازمانی، مدیریت منابع انسانی، استفاده از فناوری، تولید سرمایه، جمعآوری اطلاعات، توانایی شبکه سازی، انعطاف پذیری و یکپارچه سازی زنجیره تامین، دانش بازار، کیفیت تولید و بازاریابی شناسایی گردید. سپس با نظرات خبرگان و در جهت بومی سازی عوامل، برخی از متغیرها اضافه، حذف و یا ادغام شدند. بدین منظور پرسشنامه این پژوهش شامل 37 عامل موثر بر تابآوری کسب وکارهای کوچک و متوسط از دل متون و ادبیات تحقیقات گذشته با کمک نرم افزار Endnote شناسایی و به کمک مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با خبرگان و متخصصان و روش دلفی فازی با دو دور رفت و برگشت، 28 عامل به عنوان عوامل موثر غربالگری گردید.
شکل 1 : مدل مفهومی پژوهش (پژوهشگران)
روش پژوهش:
این پژوهش از بعد هدف، اکتشافی-توصیفی؛ از بعد مخاطب، بنیادی (جامعه علمی) و از بعد زمان، مقطعی بوده و مبتنی بر رویکرد آمیخته میباشد. در بخش کیفی پس از شناسایی و تعیین معیارها از دل متون و ادبیات تحقیقات گذشته با کمک نرم افزار Endnote، از ابزار مصاحبه عمیق با خبرگان استفاده شد و در بخش کمی نیز از پرسشنامه محقق ساخته، بر اساس متغیرهای بدست آمده از مرحله کیفی، استفاده شده است. اعتبار درونی پرسشنامه ها با روش روایی محتوایی بررسی گردید. پایایی پرسشنامه دلفی فازی نیز از طریق حد آستانه، کنترل و بررسی شده است. در تحلیل داده ها، برای غربالگری متغیرها از روش دلفی فازی و سپس جهت شناسایی روابط مولفه ها و تعیین مولفه های استراتژیک از روش دیمتل فازی، استفاده شده است و به کمک نرم افزارهای Excel و Matlab تجزیه و تحلیل گردید و درنهایت از روش معادلات ساختاری تفسیری جهت تعیین ساختار سلسله مراتبی و از نرم افزار MICMAC به منظور تحلیل تعامل عوامل استفاده گردید.
جامعه و نمونه آماری:
جامعه مورد مطالعه در فاز میدانی پژوهش، خبرگان موضوعی و مطلعان کلیدی شامل کارشناسان کسب وکارهای کوچک و متوسط در سطح کشور که در حیطه پژوهش، صاحب رای و صاحب نظر بودهاند و همچنین کارشناسان پارک علم و فناوری، اساتید دانشگاه و کارآفرینان میباشند که به شیوه نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. جهت جمعآوری داده-های مورد نیاز از مصاحبههای نیمه ساختارمند انفرادی حول چند پرسش کلیدی درباره شاخصهای تابآوری کسب وکارها و سپس از روش دلفی فازی جهت غربالگری و بومی سازی شاخصها استفاده گردید. همچنین محقق طی مصاحبه های نیمه ساختاریافته، هدف پژوهش را ارائه و توضیحاتی از عناصر حوزه را برای روشن شدن معنای هر عنصر در اختیار کارشناسان قرار داد. پس از آن، از خبرگان خواستیم تا روابط و تاثیر بین عناصر را بررسی نمایند.
در این پژوهش به دلیل انتخاب گروهی از متخصصان که درک عمیق و یا اطلاعات غنی در ارتباط با موضوع مورد بحث داشته باشند و بتوانند بینش کامل در ارتباط با سوالات تحقیق ارایه دهند از روش نمونهگیری گلوله برفی استفاده شد. و از طریق مراجعه مستقیم به جامعه آماری متخصصان و صاحبان فن در بخشهای مختلف و موثر، به جمعآوری اطلاعات از طریق مستندات مصاحبه و پرسشنامه پرداختهایم. جهت تکمیل و تحلیل معیارها به روش دلفی و طی پرسشنامه شماره 1، تعداد 13 نفر(6 نفر از نخبگان دانشگاهی و اساتید مجرب و صاحب نظر در حیطه پژوهش و 7 نفر از مدیران و کارشناسان با تجربه در زمینه کسب و کار مطابق جدول شماره 1)، شناسایی و مورد مطالعه قرار گرفتند. مدت زمان مصاحبه با هر نفر، به طور متوسط 70 دقیقه بوده و فرایند مصاحبه تا زمان رسیدن به اشباع نظری درباره موضوع مورد بحث، ادامه یافت.
اولین معیار خبرگی، استفاده از اهمیت تناسب بود که برای این منظور سه نفر از خبرگان علمی که دارای پژوهشهای مرتبط با موضوع این مطالعه بودند انتخاب شدند و در بخش کسب و کار چهار نفر از مدیران موفق و با تجربه و یا مدیرانی که چالشهای مختلف کسب وکاری را تجربه کردهاند و همچنین دانش بنیانها، انتخاب شدند. با توجه به اینکه تحقیق کیفی بسیار زمانبر است و انگیزه و تمایل شخص خبره را میطلبد لذا معیار دوم برای انتخاب خبرگان، ارزیابی سطح علاقهمندی و انگیزه مصاحبه شونده بود که از تعداد خبرگان علمی انتخاب شده، 2 نفر و از بخش کسب وکار هم 2 نفر تمایل خود را به همکاری و پژوهش نشان دادند و مابقی اعضای پنل خبرگان به صورت گلولهبرفی شناسایی و انتخاب شدند. معیار سوم، حساسیت به واقعیتهای مورد مطالعه بود. برای این منظور بروشوری از اهداف و ماهیت مطالعه در اختیار خبرگان قرار گرفت و از طریق معیارهایی چون آگاهی از زمینه پژوهشی، قدرت افتراق و همچنین تفسیر تشریحی در رابطه با موضوع، بررسی گردید. در نهایت 16 نفر که به لحاظ سطح انگیزه، تجربه و آگاهی، آمادگی مشارکت در پژوهش را داشتند انتخاب شدند که در این پژوهش با مصاحبههای انجام شده از خبره سیزدهم به بعد نتیجه جدیدی حاصل نشد و به اشباع نظری مورد نظر رسیدیم ولی پژوهش برای اطمینان تا خبره 16 ادامه پیدا کرد. جهت بررسی روابط علت و معلولی بین معیارها، و پاسخگویی به پرسشنامه شماره 2، تعداد 12 نفر(مطابق جدول شماره 2) از کارشناسان و مدیران موثر در مدیریت کسب وکارهای کوچک و متوسط با توجه به تخصص و صلاحیت لازم به صورت هدفمند و با روش گلولهبرفی شناسایی و مورد مطالعه قرار گرفتند.
جدول شماره 1 مشخصات مصاحبه شوندگان در بخش کیفی
خبرگان جنسیت تحصیلات نوع جامعه خبرگان جنسیت تحصیلات نوع جامعه
خبره 1 زن دکتری دانشگاهی خبره 8 مرد کارشناسی ارشد کسب و کار
خبره 2 زن دکتری دانشگاهی خبره 9 مرد کارشناسی ارشد کسب و کار
خبره 3 مرد دکتری دانشگاهی خبره 10 مرد کارشناسی ارشد کسب و کار
خبره 4 زن دکتری دانشگاهی خبره 11 زن کارشناسی ارشد کسب و کار
خبره 5 مرد دکتری دانشگاهی خبره 12 زن دکتری کسب و کار
خبره 6 زن دکتری دانشگاهی خبره 13 مرد دکتری کسب و کار
خبره 7مردکارشناسی ارشدکسب و کار
جدول شماره 2 مشخصات مصاحبه شوندگان در بخش کمی
ردیف مصاحبه شونده تحصیلات سن (سال) سنوات خدمت
(سال) گروه فعالت تعداد شاغل در کسب و کار استان نوع کسب و کار
1 معاونت عامل دکتری 54 28 ساخت فلزات اساسی 93 مرکزی متوسط
2 مدیرعامل کارشناسی 47 22 فعالیت های بسته بندی 90 البرز متوسط
3 مدیربازرگانی کارشناسی ارشد 55 29 ساخت ماشین های دفتری/ حسابداری 86 تهران متوسط
4 نائب رئیس کارشناسی ارشد 52 23 ساخت تجهیزات پزشکی/ وسایل ارتوپدی 74 البرز متوسط
5 مدیرعامل کارشناسی ارشد 45 21 ساخت کاغذ و محصولات کاغذی 72 اردبیل متوسط
6 مدیرعامل کارشناسی 42 12 پوشاک وعمل آوردن پوست خز 82 مازنداران متوسط
7 مدیرعامل کارشناسی ارشد 41 11 وسایل نقلیه موتوری 40 اصفهان کوچک
7 نائب رئیس کارشناسی ارشد 46 26 محصولات کانی غیر فلزی 30 تهران کوچک
8 مدیرعامل دکتری 53 27 محصولات غذایی و آشامیدنی ها 27 کرمانشاه کوچک
9 مدیرعامل دکتری 55 24 ساخت مواد و محصولات شیمیایی 24 فارس کوچک
10 رئیس هیات مدیره کارشناسی 48 12 ساخت ابزار پزشکی و اپتیکی 21 البرز کوچک
11 مدیرعامل دکتری 48 24 کامپیوتر و فعالیت های مربوطه 16 گیلان کوچک
12 مدیربازرگانی کارشناسی ارشد 10 10 محصولات فلزی ساختمانی 13 تهران کوچک
مراحل اجرای پژوهش:
روش دلفی فازی:
در این پژوهش شیوه دلفی فازی را به عنوان یکی از فنون تحلیل علمی برای دستیابی به اتفاق نظر میان اعضای پنل برای تعیین مولفهها و معیارهای موثر بر تابآوری کسب و کارهای کوچک و متوسط بکار گرفتیم. این روش، ابهام، تنوع و تفاوت دیدگاهها را در میان آنها کاهش میدهد و با دادن اطمینان از اینکه آیا دادههای جمع آوری شده از اعتبار لازم برخوردار هستند، کیفیت مولفه-های انتخاب شده را افزایش میدهد. در این روش از مجموعه اعداد فازی یا نظریه مجموعه فازی استفاده میشود که به موجب آن، هر مجموعه دارای ارزشی از صفر تا یک میباشد. این امر باعث کاهش دفعات تحقیق میشود و به خبرگان اجازه میدهد که نظرات خود را بدون ابهامات ابراز نمایند و در نهایت بدون به خطر افتادن نظرات واقعی و اصلی خود به توافق و اجماع نظر برسند(ماناکدان و همکاران، 2017) .
به منظور اجرای این روش از طیف پنج درجه ای لیکرت و تبدیل آن به اعداد فازی مطابق جدول شماره 3 استفاده کردیم.
بنابراین هر پاسخ دریافت شده از مصاحبه شوندگان دارای سه مقدار برای بررسی بود، کمترین مقدار(n1)، منطقی ترین مقدار(n2) و بیشترین مقدار(n3).
جدول شماره 3 : تبدیل طیف پنج درجه ای لیکرت به اعدد فازی
متغیر کلامی نمره لیکرت اعداد فازی متناظر با نمره لیکرت متوسط اعداد فازی
n3n2n1
خیلی کم 1 0.25 0 0 0.08
کم 2 0.5 0.25 0 0.25
متوسط 3 0.75 0.5 0.25 0.5
زیاد 4 1 0.75 0.5 0.75
خیلی زیاد 5 1 1 0.75 0.92
فرایند غیر فازی کردن به منظور استفاده از نتایج حاصله در فرایند رتبهبندی هر مولفه برای تعیین سطح اهمیت آن میباشد. این فرایند رتبه بندی برای تعیین بودن یا نبودن مولفهها به کار میرود(ماناکدان و همکاران، 2017). از آنجائیکه روش CFCS قادر به شناسایی اشکال مختلف معادل فازی برای دو مقدار قطعی مشابه است، در مقایسه با سایر روشهای مرسوم مانند مرکز ثقل (COG) و مرکز منطقه (COA) کارآمدتر است (اوپریکویچ و تزنگ ،2003). از اینرو، در این پژوهش از CFCS پیشنهاد شده توسط اوپریکویچ و تزنگ برای روش دیفازی سازی استفاده گردید. برای تبدیل اعداد فازی به اعداد قطعی از رابطه شماره 1 استفاده شد. که در آن m_1,m_2 ,m_3 میانگین نمره های فازی خبرگان است.
رابطه شماره 1: A_max= 1/3 (m_1+m_2+m_3)
در ادامه به منظور غربالگری و تایید شاخصها سه پیش نیاز(ماناکدان و همکاران،2017؛ محمد و همکاران،2015) به شرح زیر مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت.
1. مقدار آستانه (d) هر مولفه طبق رابطه شماره 2 و با محاسبه اختلاف بین متوسط عدد فازی هر مولفه و عدد فازی پاسخگو بدست آمد. شرط پذیرش مولفه ها، مقدار آستانه کوچکتر مساوی 0.2 بود (d ≤ 0.2).
رابطه شماره 2: d(m,n)=√(1/3[(m_1-n_1 )^2+(m_2-n_2 )^2+(m_3-n_3 )^2 )]
2. به منظور انتخاب معیارهای نهایی، نسبت تعداد (d) های کوچکتر یا مساوی 0.2 را به کل تعداد خبرگان بدست آوردیم مولفه-های با نسبتهای بزرگتر از 75% را انتخاب کردیم و مولفههای با مقدار کمتر از آن، کنار گذاشته شدند.
3. در نهایت رتبه هر مولفه تعیین گردید. رتبه مولفههای که توافق خبرگان بر آن زیر 75% بود به عنوان پایینترین رتبه داخل هر سازه قرار گرفت.
روش یکپارچه ISM-FDEMATEL:
در این مطالعه، یک مدل ترکیبیFDEMATEL-ISM را اعمال کردیم. ISM برای اولویت بندی عوامل و DEMATEL برای تعیین اولویت و شدت روابط کمی بین عوامل استفاده شد. دلیل استفاده از هر دو رویکرد این است که ISM فقط میزان تأثیر عوامل بر یکدیگر را تعیین میکند و به شناسایی روابط متقابل بین عوامل کمک میکند و تکنیک مناسبی برای تحلیل تأثیر یک عامل بر عوامل دیگر است. ISM به اولویت بندی و تعیین سطح عوامل در یک سیستم کمک میکند، اما شدت تعاملات و روابط بین عوامل را تعیین نمیکند، نقصی که با ترکیب ISM و DEMATEL برطرف میشود. رویکرد ترکیبی فازی ISM-DEMATEL بررسی روابط بین معیارها را به بهترین شکل ممکن فراهم می کند (چوانگ و همکاران، 2013) .از سوی دیگر، تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت نقطه ضعف DEMATEL است که میتوان با استفاده از تکنیک DEMATEL فازی بر آن غلبه کرد. روش DEMATEL فازی از متغیرهای زبانی فازی برای تسهیل تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت استفاده میکند. این تکنیک در زمینههای تولید، مدیریت سازمان، سیستمهای اطلاعاتی و علوم اجتماعی کاربرد دارد (ژو و همکاران، 2011) .
ISM و DEMATEL تکنیکهای مدلسازی ساختاری مکمل و قدرتمند هستند و از سایر تکنیکهای مدلسازی تفسیری و تصمیمگیری برتر میباشند (مانگلا و همکاران،2018 ؛ شاکری و خلیل زاده، 2020). با اینحال استفاده محدودی از ترکیب ISM-DEMATEL توسط مطالعات در حوزه تابآوری کسب وکارها انجام شدهاست.
مراحل مختلف اجرای روش یکپارچه FDEMATEL-ISM در زیر آورده شدهاست، 5 مرحله اولیه از روش DEMATEL، برای محاسبه تعاملات کلی بین عوامل مختلف و شناسایی بحرانی ترین عوامل استفاده شد. سپس، روش ISM برای تعیین ساختار سلسله مراتبی استفاده گردید.
1. تعریف معیارهای ارزیابی و تعریف مقیاس زبانی فازی:
C={C_1,C_2,...,C_n } مجموعه ای از معیارها است که در آن C_j نشان دهنده j امین معیار است و j=1,2,…,n و ،n تعداد کل میعارها میباشد. برای مقابله با ابهام تخمین انسانی، متغیر زبانی «تاثیر» با مقیاس پنج سطحی شامل موارد مقیاس جدول شماره 4 در تصمیمگیری گروهی استفاده شد (سکر و زاوادسکاس ، 2017).
جدول 4: اصطلاحات زبانی و اعداد فازی مثلثی برای ارزیابی تأثیر بین معیارها (منبع: لی،1999)
اصطلاح زبانی ارزش زبانی کلمه اختصاری
بدون تاثیر (0,0,0.25) NI
با تاثیر بسیار کم (0,0.25,0.5) VL
با تاثیر کم (0.25,0.5,0.75) L
با تاثیر زیاد (0.5,0.75,1) HI
با تاثیر بسیار زیاد (0.75,1,1 VH
2. ایجاد ماتریس رابطه مستقیم اولیه: با مقایسه زوجی به یک ماتریس رابطه مستقیم اولیه دست یافتیم. ماتریس رابطه مستقیم فازی اولیه Z^K، که روابط تأثیر زوج فازی بین مؤلفهها را در یک ماتریس n× n معرفی میکنند، ایجاد شد(k تعداد متخصصان است). به همین ترتیب، ماتریس رابطه مستقیم به صورت Z^K=[Z_ij^k ] ایجاد گردید که در آن Z یک ماتریس n× n غیر منفی است. 〖 Z〗_ijنشان دهنده تأثیر مستقیم عامل i بر عامل j است. هنگامی که i=j است، عناصر مورب Z_ij=0. برای سادگی، 〖 Z〗^Kبه صورت Z_ij^k=(〖l_(ij,) m_(ij,) u〗_ij) نشان داده شده است.
رابطه شماره 3: C1 C2 … Cn
Z^k= [■([0,0]&⊗Z_12^k&⋯&⊗Z_1n^k@⊗Z_21^k&[0,0]&…&⊗Z_2n^k@⋮&⋮&⋱&⋮@⊗Z_n1^k&⊗Z_n2^k&⋯&[0,0] )]
4. متوسط ماتریس ارتباط مستقیم فازی: با توجه به اینکه نظرسنجی از چندین خبره انجام شده است، از طریق فرمول میانگین فازی به شرح زیر، میانگین ماتریس رابطه مستقیم اولیه ثبت شده از خبرگان را بدست آوردیم. (n تعداد خبرگان می باشد)
رابطه شماره 4: Z ̃_ij= ((∑l_ij)/n,〖∑m〗_ij/(n ),〖∑u〗_ij/n)
5. ایجاد ماتریس ارتباط مستقیم فازی نرمال شده: به منظور مقایسه عبارات زبانی ارائه شده توسط تصمیم گیرنده، ماتریس z، از طریق چند مرحله به یک ماتریس نرمال تبدیل گردید. ماتریس فازی رابطه مستقیم نرمال شده با X نشان داده شده است.
رابطه شماره 5: I,j= 1,2,….,n X=Z^k/max┬(1≤i≤n)∑_(j=1)^n▒Z_ij
X ̃= [■(X ̃_11&X ̃_12&⋯&X ̃_1n@X ̃_21&X ̃_22&…&X ̃_2n@⋮&⋮&⋱&⋮@X ̃_n1&X ̃_n2&⋯&X ̃_nn )]
6. ایجاد ماتریس رابطه کل: برای ساخت ماتریس تأثیر جامع(T) ، از ماتریس (X) با افزودن مقادیر اثرات مستقیم و غیرمستقیم استفاده کردیم. ماتریس فازی رابطه مستقیم نرمال شده اولیه را به زیرماتریس های جداگانه، یعنی (Xl، Xm، Xu) تفکیک کردیم و به این ترتیب ماتریس فازی با رابطه کل T را به دست آوردیم. به کمک ماتریس رابطه کلT، بحرانی ترین عوامل را شناسایی کردیم. ماتریس تأثیر مستقیم فقط رابطه مستقیم بین هر جفت عامل را منعکس میکند. با این حال، روابط بین این عوامل با غیرخطی بودن و بازخورد بسیار پیچیده است، بنابراین در نظر گرفتن روابط غیرمستقیم بین عوامل ضروری است (آکیوز و چلیک ،2015 ؛ سانگ و همکاران ، 2017). ماتریس رابطه کل میتواند منعکسکننده تعاملات بین عوامل از جمله روابط مستقیم و غیرمستقیم باشد(گودمن ، 1998)، که از معادله مشتق شده زیر بدست آمد. (جائیکه I ماتریس یکه است).
رابطه شماره 6: T=X ̃〖(I-X ̃)〗^(-1)
که در آن: T ̃=lim┬(k→+∞)(x ̃^1⊕x ̃^2⊕…⊕x ̃^k )
مجموع ردیفها و مجموع ستونهای زیرماتریسهای Tl، Tm، و Tu که به ترتیب با اعداد فازی R_i و C_j نشان داده شدهاند از طریق معادلات زیر به دست آمدند(دلاله و همکاران، 2011) . (i=1, 2,…., n) و (j=1,2,….,n)
رابطه شماره 7: T=[t_ij ]_(n×n)
رابطه شماره 8: R_i=∑_(j=1)^n▒t ̃_ij _
رابطه شماره 9: C_j=∑_(i=1)^n▒t ̃_ij _
7. فازی زدایی و ایجاد ماتریس ارتباط کامل قطعی (T): در این پژوهش از روش CFCS پیشنهاد شده توسط اوپریکویچ و تزنگ (2003) برای روش دیفازی سازی استفاده کردیم. مقدار قطعی معیار iام با الگوریتم چهار مرحلهای CFCS زیر تعیین گردید:
6-1 نرمال سازی :
رابطه شماره 10: r_i^max =max〖r_ij 〗,l_i^min =min〖l_ij 〗
رابطه شماره 11: ∆_min^max= r_i^max-l_i^min
رابطه شماره 12: x_ij=((l_ij-l_i^min ))/(Δ_min^max )
رابطه شماره 13: x_mj=((m_ij-l_i^min))/(Δ_min^max )
رابطه شماره 14: x_rj=((r_ij-l_i^min))/(Δ_min^max )
6-2 محاسبه مقادیر نرمال شده چپ (ls) و راست (rs):
رابطه شماره 15: x_j^ls=x_mj/((1+x_mj-x_lj))
رابطه شماره 16: x_j^rs=x_rj/((l+x_rj-x_mj))
6-3 محاسبه مجموع مقدار قطعی نرمال شده:
رابطه شماره 17: x_j^crisp=[x_j^ls (1-x_j^ls )+x_j^rs x_j^rs ]/([1-x_j^ls+x_j^rs])
6-4 محاسبه مقدار امتیاز قطعی:
رابطه شماره 18: f_ij=l_i^min+x_j^crisp ∆_min^max
روش چهار مرحلهای CFCS برای همه معیارها انجام شد. مقدار قطعی کل در مرحله (3) یک میانگین وزنی است که به شرح زیر تعیین گردید: ( که در آن µ نشان دهنده تابع عضویتμ_f ̃ (x) است.)
رابطه شماره 19: x_j^crisp=[x_j^lsµ(x_j^ls)+x_j^rsµ〖(x〗_j^rs)]/[µ(x_j^ls)+µ(x_j^rs)]
7- ایجاد ماتریس تاثیر کل (H): ماتریس تأثیر کل را که با H (H=[hij]) نشان دادهایم، با افزودن تأثیر هر عامل فردی به خود مشتق شده است، جایی که I ماتریس یکه است.
رابطه شماره 20: H=I+T
8- ایجاد ماتریس دسترسی پذیری اولیه K: ژو و همکاران (2006) دریافتند که ماتریس رابطه کل T در دیمتل و ماتریس دسترسی K در ISM دارای اشتراکاتی هستند. ماتریس تأثیر کل در روش دیمتل و عنصر غیر صفر در ماتریس قابل دستیابی در روش ISM رابطه متقابل بین عوامل سیستم را نشان میدهد. در مقابل، عنصر صفر نشان دهنده هیچ تعاملی بین عوامل سیستم نیست. بنابراین، این دو روش مکمل هم هستند. از نظر محتوای اطلاعات، ماتریس تأثیر کلی روش دیمتل بیشتر از روش ISM است. بنابراین ماتریس قابل دسترسی را میتوان با استفاده از روش دیمتل بدست آورد (ژو و ژانگ ،2008). هر عنصر hij از ماتریس H اطلاعات شبکه را در مورد چگونگی تأثیر عامل xi بر فاکتور xj ، (i , j = 1,2,…n) ارائه میدهد. به منظور جداسازی ساختار رابطه عوامل، تنظیم یک مقدار آستانه برای فیلتر کردن اثرات جزئی که با عناصر ماتریس H نشان داده شده اند ضروری است. هدف از فیلتر کردن، برجسته کردن عوامل اصلی به منظور جلوگیری از ساده سازی بیش از حد است. با توجه به آستانه λ، ماتریس دسترسی K (K=[kij]) با استفاده از معادله زیر استخراج شده است. که در آن kij = 1 به این معنی است که عامل xi می تواند مستقیماً بر عامل xj تأثیر بگذارد (i , j = 1,2,…n)، بنابراین روابط علت و معلولی بین عوامل با استفاده از فرمول زیر تعیین شدند.
رابطه شماره 21: λ= (∑_i ∑_i▒h_ij )/(n×n)
K_ij={█(1,&if h_ij≥λ (i,j=1,2,….,n)@0,&if h_ij<λ (i,j=1,2,….,n))┤
9- ایجاد ماتریس دسترسی پذیری نهایی: در این مرحله روابط بین عوامل با تعیین سطح هر عامل شناسایی شدند. قبل از اینکه یک عامل xi (i = 1,2,…n) را به سطح معینی طبقهبندی کنیم، ابتدا مجموعه قابل دستیابی Riو مجموعه مقدم Si را با کمک روابط زیر تعیین کردیم.
رابطه شماره 22: R_i= {x_j│x_j € X,K_ij=1,j=1,2,…,n}, i=1,2,…,n.
رابطه شماره 23: S_i= {x_j│x_j € X,K_ji=1,j=1,2,…,n}, i=1,2,…,n.
پس از آن، برای هر عامل xi (i = 1,2,…n)، معادله زیر تعریف شد.
رابطه شماره 24: R_i= R_i∩S_i, i=1,2,…,n.
برای بدست آوردن مجموعه دستیابی یا تاثیر گذار (R_i) برای فاکتور i ، عواملی که را که فاکتور i بر روی آنها تاثیر میگذارد را شناسایی کردیم و برای یافتن مجموعه مقدم یا تاثیر پذیر (C_j) برای فاکتور i ، عواملی را که بر فاکتور i اثر میگذارند به عنوان مجموعه مقدم تعیین نمودیم سپس سطر و ستون مربوطه را از ماتریس K حذف کردیم و فرآیندهای بالا را تا جایی که همه عوامل تخصیص داده شوند تکرار کردیم.
10- ایجاد مدل شبکهای سلسلهمراتبی: پس از بررسی ناسازگاریها، حذف پیوندهای غیرمستقیم و جایگزینی گرههای شبکه ، نمودار نهایی که در این پژوهش به عنوان مدل شبکه سلسلهمراتبی از آن یاد میشود، بدست آمد.
11- تجزیه و تحلیلMICMAC: اصل MICMAC (ضرب ماتریس تاثیر متقابل در تحلیل طبقه بندی) بر اساس خواص ضرب ماتریسها است (شارما و گوپتا، 1995) . هدف اصلی، تجزیه و تحلیل چالشهای شناسایی شده با کمک تحلیل MICMAC است. با توجه به تجزیه و تحلیل انجام شده، چالشهای بدست آمده در این تحقیق طبق تقسیم بندی راغوانشی و همکاران ،2017 در 4 گروه خود مختار، وابسته، پیوندی و مستقل قرار گرفتند.
یافته های پژوهش:
تکنیک دلفی فازی:
معیارهای شناسایی شده بر اساس متون ادبیات تحقیق و مطالعات گذشته ، تعداد 37 عامل بوده است که با کمک مصاحبه عمیق از خبرگان برخی از عوامل در ابتدا حذف و یا ادغام گردیدند. و سپس در غالب یک پرسشنامه باز و نیمه ساختار یافته، در اختیار 13 نفر از خبرگان دانشگاهی و کسب و کار متشکل از 6 نفر از نخبگان دانشگاهی و 7 نفر از مدیران و کارشناسان با تجربه در زمینه کسب و کار، قرار گرفت و از طریق تکنیک دلفی فازی و 2 دور رفت و وبرگشت، معیارها غربالگری و درنهایت در دور دوم، تعداد 28 عامل به عنوان مهمترین عوامل طبق جدول شماره 5 انتخاب گردید.
جدول 5 : عوامل موثر بر تاب آوری کسب و کارهای کوچک و متوسط (منبع: یافته های تحقیق)
عوامل شناسایی شدهعوامل شناسایی شدهعوامل شناسایی شدهعوامل شناسایی شده
1 مالی دانش ورفتار مالی 8 عوامل سازمانی شخصیت 16 بازرگانی و فروش مکان و تنوع اندازه 24 سیاسی و اقصادی ثبات سیاسی
2 منابع اقتصادی 9 ظرفیت سازگاری 17 کارآفرینی 25 ارتباطات سیاسی
3 سرمایه اجتماعی 10 منابع انسانی (سرمایه فکری) 18 بازاریابی کارآفرینانه 26 تحریم (اقتصادی، تکنولوژی)
4 شمول و فراگیری مالی 11 ویژگی های مدیریتی و فرهنگی 19 برند و شهرت 27 ثبات اقتصاد کلان
5 فنی و تکنولوژی فنآوری(مالی و دیجیتال) 12 استراتژی و برنامه ریزی 20 جهانی شدن و بازاریابی اینترنتی 28 نوسانات نرخ ارز
6نوآوری درکسب وکار13مدیریت پژوهش و توسعهتحقیق و توسعه21زنجیره تامین
7حق مالکیت معنوی14آموزش و مدیریت دانش22محیطی و اجتماعینقش دولت و حمایت دولت
15فنآوری اطلاعات23همکاری و شبکه سازی
1-1 . تحلیل داده ها:
برای دریافت نظرات پاسخ دهندگان از طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. به عقیده برخی از محققان، متغیرهای زبانی که در مقیاس های رتبه ای مورد استفاده قرار می گیرند توسط پاسخ دهندگان به شیوه یکسانی تعبیر نمی شوند(چو،2012). یک راه حل موثر استفاده از متغیرهای زبانی و بهره گیری از منطق فازی جهت تبدیل این متغیرها به اعداد فازی می باشد(ژائو و همکاران، 2016). بنابراین با بهره گیری از اعداد فازی– مثلثی مطابق جدول شماره 3 پاسخ های دریافت شده از خبرگان، به نمره دهی فازی تبدیل شد. سپس برای اجماع نظر خبرگان از میانگین هندسی استفاده کردیم. گام بعدی بدست آوردن حد آستانه هر مولفه می باشد که طبق فرمول مربوطه و با کمک میانگین هندسی بدست آمد. و در نهایت عمل دیفازی سازی انجام گردید. نتایج در جدول شماره 6 به نمایش گذاشته شده است.
با توجه به مطالب گفته شده چنانچه حد آستاته مولفه ها کوچکتر مساوی 0.2 باشد و همچنین تمامی ابعاد درصد توافق بالاتر از 75% داشته باشند، در آن صورت می توان گفت که آن مولفه مورد پذیرش میباشد. در این تحقیق با توجه به نتایج بدست آمده مطابق جدول شماره 6، کلیه معیارها از درصد توافق بالاتر از 75% و d≤0.2 برخوردارند. بنابراین تمامی 28 معیار به عنوان معیارهای موثر بر تاب آوری کسب و کارهای کوچک و متوسط پذیرفته شدند.
جدول 6 : اعتبار یابی مولفه های موثر بر تاب آوری کسب و کارهای کوچک و متوسط(منبع: یافته های تحقیق)
ابعاد اصلیعلامت اختصاریابعاد فرعیاعداد فازیمیانگین مقدارآستانه d≤0.2درصد توافق پاسخگویان
n3n2n1
1 مالی C1 دانش ورفتار مالی 1 0.9 0.7 0.07 96%
2 C2 منابع اقتصادی 1 0.9 0.7 0.08 96%
3 C3 سرمایه اجتماعی 1 0.9 0.6 0.07 96%
4 C4 شمول و فراگیری مالی 0.9 0.8 0.6 0.09 93%
5 فنی و تکنولوژی C5 فنآوری(مالی و دیجیتال) 1 0.9 0.6 0.07 96%
6 C6 نوآوری درکسب وکار 0.9 0.8 0.5 0.08 96%
7 C7 حق مالکیت معنوی 1 0.9 0.6 0.06 100%
8 عوامل سازمانی C8 شخصیت 0.9 0.8 0.5 0.13 93%
9 C9 ظرفیت سازگاری 0.9 0.8 0.5 0.08 96%
10 C10 منابع انسانی (سرمایه فکری) 0.9 0.8 0.5 0.08 96%
11 C11 ویژگی های مدیریتی و فرهنگی 1 0.9 0.6 0.06 100%
12 C12 استراتژی و برنامه ریزی 0.9 0.8 0.5 0.08 96%
13 مدیریت پژوهش و توسعه C13 تحقیق و توسعه 0.9 0.8 0.5 0.13 93%
14 C14 آموزش و مدیریت دانش 0.9 0.8 0.5 0.08 96%
15 C15 فنآوری اطلاعات 0.9 0.8 0.5 0.08 96%
16 بازرگانی و فروش C16 مکان و تنوع اندازه 0.9 0.8 0.6 0.09 96%
17 C17 کارآفرینی 0.9 0.8 0.5 0.13 93%
18 C18 بازاریابی کارآفرینانه 0.9 0.8 0.5 0.13 93%
19 C19 برند و شهرت 0.9 0.8 0.5 0.13 93%
20 C20 جهانی شدن و بازاریابی اینترنتی 1 0.9 0.6 0.07 96%
21 C21 زنجیره تامین 0.9 0.8 0.5 0.13 93%
22 محیطی و اجتماعی C22 نقش دولت و حمایت دولت 1 0.9 0.6 0.07 96%
23 C23 همکاری و شبکه سازی 0.9 0.8 0.5 0.08 96%
24 سیاسی و اقتصادی C24 ثبات سیاسی 0.9 0.8 0.5 0.08 96%
25 C25 ارتباطات سیاسی 0.9 0.8 0.6 0.09 96%
26 C26 تحریم (اقتصادی، تکنولوژی) 1 0.9 0.6 0.06 100%
27 C27 ثبات اقتصاد کلان 0.9 0.8 0.5 0.13 93%
28 C28 نوسانات نرخ ارز 1 0.9 0.6 0.06 100%
2. تکنیک یکپارچه ISM-FDEMATEL:
مرحله 1. تعریف معیارهای ارزیابی: در این بخش، از مولفه های خروجی روش دلفی فازی(جدول شماره 5) که نتیجه اجماع نظر تمامی خبرگان بود به عنوان معیارهای موثر بر موضوع پژوهش مورد استفاده قرار گرفت.
مرحله 2. انتخاب یک گروه خبره با دانش و تجربه در مورد موضوع و مشکل برای ارزیابی تأثیر بین عوامل با استفاده از مقایسه زوجی. در این پژوهش تعداد 12 نفر از خبرگان با توجه به تخصص و صلاحیت مربوطه و داشتن تجربه بیش از 20 سال در مدیریت کسب و کار کوچک و متوسط و داشتن مدرک بین المللی PMI شناسایی و انتخاب شدند در ابتدا چهار خبره به صورت هدفمند انتخاب شدند و سپس با استفاده از روش نمونهگیری گلولهبرفی سایر خبرگان(8 نفر) شناسایی و برای ارزیابی انتخاب شدند.
مرحله 3. مقیاس زبانی فازی: برای مقابله با ابهام تخمین انسانی از جدول شماره 4 با مقیاس پنج سطحی استفاده گردید.
مرحله 4. ایجاد ماتریس رابطه مستقیم فازی اولیه: در این مرحله، روابط درونی شاخص های شناسایی شده، با مقایسه زوجی بدست آمده از نظرات خبرگان، بدست آمد و ماتریس رابطه مستقیم اولیه تشکیل گردید. پاسخ های داده شده توسط کارشناسان در مورد اثر مستقیم بین هر جفت از عناصر در ماتریس دریافت و با توجه به تعداد معیارهای این پژوهش(28 مولفه)، یک ماتریس غیر منفی 28×28 به شرح جدول شماره 7 تشکیل گردید، که در آن مقدار عناصر مورب هنگامی که دو معیار مشابه با یکدیگر مقایسه می شوند(i=j) برابر صفر می باشد. جهت اجماع نظر خبرگان از میانگین هندسی استفاده شد و ماتریس ارتباط مستقیم «Z» ساخته شد.
جدول 7 : ماتریس ارتباط مستقیم فازی اولیه (منبع : یافته های پژوهش).
C1C2C3C4C5C6C7C8C9C10C11C12C13C14C15C16C17C18C19C20C21C22C23C24C25C26C27C28
C1 (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.500,0.750,1.000) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.250,0.500) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000)
C2 (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.000) (0.250,0.500,0.750) (0.000,0.250,0.500) (0.500,0.750,1.000) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.000) (0.500,0.750,1.000) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.250,0.500) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.250,0.500) (0.500,0.750,1.000) (0.250,0.500,0.750) (0.000,0.000,0.250) (0.500,0.750,1.000) (0.250,0.500,0.750) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000)
C3 (0.500,0.750,1.000) (0.250,0.500,0.750) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.000,0.000) (0.500,0.750,1.000) (0.500,0.750,1.000) (0.250,0.500,0.750) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.000,0.250) (0.250,0.500,0.750) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.250,0.500) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.250,0.500,0.750) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.000) (0.250,0.500,0.750) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000)
....... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... .......... ..........
C28 (0.000,0.250,0.500) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.000,0.250) (0.250,0.500,0.750) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.000,0.000) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.250) (0.000,0.250,0.500) (0.500,0.750,1.000) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.250,0.500) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.000) (0.500,0.750,1.000) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.250,0.500,0.750) (0.000,0.000,0.000) (0.000,0.000,0.000) (0.500,0.750,1.000) (0.000,0.000,0.000)
مرحله 5: نرمال سازی ماتریس ارتباط مستقیم اولیه: با استفاده از رابطه شماره 4 و ماتریس ارتباط مستقیم اولیه(Z) که از مقایسه زوجی بین مولفه ها توسط خبرگان بدست آمد، ماتریس نرمال را بدست آوردیم.
مرحله 6. ماتریس فازی ارتباط کامل " T" را با استفاده از ماتریس نرمال شده مرحله قبل و ماتریس یکه بدست آوردیم. به عبارت دیگر ابتدا معکوس ماتریس نرمال را محاسبه نموده و سپس آن را از ماتریس I کم کردیم و در انتها ماتریس نرمال را در ماتریس حاصل ضرب کردیم.
مرحله 7. فازی زدایی: از آنجایی که شکل اعداد فازی برای عملیات ماتریسی مناسب نبود، الگوریتم دیفازی سازی برای تجمیع بیشتر مورد نیاز بود. همانطور که پیشتر گفته شده در این پژوهش از روش CFCS پیشنهاد شده توسط اوپریکویچ و تزنگ برای روش دیفازی سازی استفاده شده است. خروجی الگوریتم CFCS یک ماتریس با مقادیر قطعی می باشد.
مرحله 8: محاسبه حد آستانه: تمام مقادیر ماتریس ارتباط کامل قطعی شده که کمتر از میانگین ماتریس ارتباط کامل بودند، با استفاده از رابطه مربوطه شناسایی و صفر شدند، و روابط علی آن مولفه در نظر گرفته نشد. جدول شماره 8 ماتریس ارتباط کامل که مقادیر کمتر از آستانه حذف شده است را نشان می دهد. بر اساس جدول زیر روابط علی بین عناصر ترسیم شده است. مقدار آستانه (TS) در این تحقیق برابر 0.027 بود.
جدول 8 : ماتریس ارتباط کامل قطعی با حذف مقادیر کمتر از آستانه (منبع: یافته های پژوهش)
C1C2C3C4C5C6C7C8C9C10C11C12C13C14C15C16C17C18C19C20C21C22C23C24C25C26C27C28
C1 0 0 0 0 0.038 0.038 0 0 0.039 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0
C2 0.038 0 0.035 0 0.047 0.047 0 0.049 0.05 0.021 0.021 0.023 0.038 0 0.023 0.043 0.033 0 0.046 0.034 0 0 0 0 0 0 0 0
C3 0.035 0.028 0 0 0 0.023 0 0.044 0.045 0.028 0 0 0 0.027 0 0.021 0 0 0.042 0 0 0.026 0.039 0 0.026 0 0 0
C4 0.036 0.026 0.027 0 0.039 0 0 0 0.03 0 0 0.027 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0
C5 0.037 0 0 0.032 0 0.024 0 0.025 0.026 0.028 0 0.03 0 0 0.039 0 0.029 0.038 0.023 0.031 0 0 0 0 0 0 0 0
C6 0 0 0.043 0 0.046 0 0.035 0.048 0.048 0.021 0 0.032 0 0.04 0.032 0.032 0.042 0.03 0.036 0.023 0 0 0 0 0 0 0 0
C7 0 0 0 0 0.044 0.045 0 0.036 0.026 0 0 0.031 0.038 0.038 0.031 0 0.041 0 0.033 0 0 0 0.03 0 0 0 0 0
C8 0 0 0.034 0 0.045 0.046 0 0 0.048 0.021 0.021 0.032 0 0.03 0.041 0.022 0.041 0 0.044 0 0 0 0.042 0 0 0 0 0
C9 0 0 0.033 0 0.034 0.025 0 0.046 0 0 0.029 0.021 0 0.037 0 0.041 0.031 0 0.035 0.042 0 0 0.023 0 0 0 0 0
C10 0 0.021 0.044 0 0.047 0.048 0.027 0.05 0.05 0 0.031 0.033 0.03 0 0.043 0.024 0.024 0.04 0.047 0.035 0 0 0.025 0 0 0 0 0
C11 0 0.03 0.045 0 0.046 0.048 0 0.049 0.05 0.031 0 0.043 0 0 0.033 0 0.043 0.022 0.047 0.044 0 0 0.034 0 0 0 0 0
C12 0.031 0.042 0.047 0 0.049 0.051 0 0.052 0.054 0.033 0.033 0 0 0.031 0.035 0.046 0.045 0.042 0.049 0.038 0.043 0 0 0.032 0 0 0 0
C13 0 0.039 0.034 0 0.046 0.047 0.036 0.048 0.048 0 0.021 0 0 0.04 0.032 0 0.033 0 0.045 0.033 0 0 0 0 0 0 0 0
C14 0 0 0.041 0 0.033 0.043 0 0.044 0.035 0.028 0.028 0.03 0.037 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0
C15 0 0 0 0 0.046 0.045 0 0.047 0.048 0.029 0.03 0.022 0.039 0.029 0 0 0 0 0 0.043 0.038 0 0.031 0 0 0 0 0
C16 0.028 0.03 0.025 0 0.046 0.028 0 0.048 0.041 0.03 0.021 0.024 0 0 0.033 0 0 0.029 0.046 0.036 0.041 0.038 0.043 0 0.038 0 0 0
C17 0.027 0 0.034 0 0.046 0.046 0 0.048 0.049 0 0.03 0.023 0.029 0 0.032 0 0 0.039 0.027 0.025 0.039 0 0.042 0 0 0 0 0
C18 0 0 0 0 0 0 0 0.029 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0.038 0.037 0 0 0 0 0 0 0 0
C19 0 0.03 0.043 0 0 0.035 0 0.047 0.04 0 0.029 0.023 0 0 0 0.044 0 0 0 0.044 0.04 0.039 0.043 0 0.038 0 0 0
C20 0 0 0.036 0 0.038 0.048 0 0.051 0.053 0.022 0.032 0.026 0 0 0.044 0.045 0.044 0.041 0.048 0 0.042 0.039 0.046 0 0.038 0 0 0
C21 0 0 0.031 0 0.033 0.023 0 0.035 0.046 0 0 0 0.027 0 0.03 0.031 0 0 0.023 0.032 0 0.027 0.031 0 0 0 0 0
C22 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0.025 0 0 0 0.037 0 0 0 0.027 0 0 0 0 0.025 0 0 0
C23 0 0 0.032 0 0 0.033 0 0.026 0.046 0 0 0.03 0 0 0 0.033 0 0 0.043 0.042 0.039 0.028 0 0 0.028 0 0 0
C24 0 0.035 0.037 0 0.021 0.051 0.03 0.023 0.055 0.033 0.032 0.037 0.044 0 0 0.047 0.047 0 0.021 0.048 0.044 0 0 0 0 0.031 0.033 0.033
C25 0 0.028 0 0 0.023 0.023 0.025 0.034 0.045 0 0 0 0 0 0.029 0.021 0 0 0.022 0.021 0 0.035 0 0 0 0 0 0
C26 0.03 0.05 0.03 0.03 0.06 0.06 0.04 0.04 0.06 0.04 0.03 0.05 0.05 0 0.05 0.05 0.05 0.05 0.04 0.05 0.05 0.02 0.05 0.03 0 0 0.03 0.03
C27 0.031 0.034 0.028 0.023 0.032 0.051 0.029 0.033 0.055 0.032 0.024 0.046 0.043 0 0 0.047 0.047 0.024 0 0.048 0.044 0.028 0 0.033 0 0 0 0.032
C28 0 0.041 0 0 0.038 0.048 0 0 0.05 0 0.022 0.043 0.041 0 0 0.045 0.025 0.041 0 0.046 0.042 0 0 0.024 0 0 0.032 0
مرحله 9. ایجاد ماتریس دسترسی پذیری اولیه: ماتریس ارتباط کامل بدست آمده از تکنیک دیمتل (ماتریسT)، تاثیر یک عامل را بر خود حساب نمی کند، بنابراین ماتریس I برای تشکیل ماتریس H به آن اضافه گردید (H=T+I). محدوده مقادیر عناصر در ماتریس دسترسی پذیری ISM، {0،1} بود. بنابراین با اعمال ماتریس یکه و در نظر گرفتن حد آستانه، ماتریس دسترسی پذیری اولیه (K) بدست آمد. مقادیری که از آستانه تحمل کوچک تر بودند (روابط بی معنی)، صفر و مقادیری که از آستانه تحمل بزرگ تر بودند (روابط معنی دار)، یک در نظر گرفته شدند. بدین صورت ماتریس دریافتی از تبدیل ماتریس خودتعاملی ساختاری به یک ماتریس دوارزشی صفر و یک بدست آمد. حد آستانه بدست آمده در این پژوهش 0.021 و ماتریس دسترسی پذیری اولیه با رعایت حد آستانه و اضافه کردن ماتریس I بدست آمده است.
مرحله 10. ایجاد ماتریس دسترسی پذیری نهایی: پس از اینکه ماتریس دسترسی پذیری اولیه ایجاد گردید، باید به بررسی ویژگی انتقال پذیری ماتریس پرداخت شود و در صورتی که این ویژگی برقرار نباشد، این ویژگی را به ماتریس افزود. جهت بررسی خاصیت تسری و ایجاد ماتریس دسترسی نهایی، شرط انتقال پذیری برای همگی عوامل به صورت دو به دو بررسی شدند و در حالتی که بر اساس اصل انتقال پذیری رابطه میان دو عامل برقرار بود، عدد رابطه از صفر به *1 تغییر یافت. مرحله 11. افراز بندی عوامل به سطوح مختلف: برای تعیین روابط و سطح بندی معیارها لازم بود مجموعه خروجیها و ورودیها برای هر معیار از ماتریس دریافتی استخراج شود. مجموعه خروجیهای شامل خود معیار و معیارهایی است که از آن تاثیر می پذیرد. مجموعه ورودیها شامل خود معیار و معیارهایی است که برآن تاثیر میگذارند. سپس مجموعه روابط دوطرفه معیارها مشخص شدند. هرچه یک عامل دارای اثرگذاری بالاتری بر دیگر عوامل باشد، در سطح پایین تر قرار میگیرد و هرچه یک عامل دارای اثرپذیری بالاتری باشد، در سطح بالاتری در مدل ISM قرار میگیرد. در مدل ISM اثرگذاری از پایین به بالا میباشد. یکی از ویژگیهای مهم متغیر سطح بالا در سلسله مراتب این است که به دستیابی به متغیر دیگری بالاتر از سطح خود کمک نمیکند. بنابراین، هنگامی که متغیر سطح بالا شناسایی شد، از متغیرهای دیگر جدا میشود. همین روند برای پی بردن به سطح بعدی تکرار میشود تا سطح هر متغیر پیدا شود. برای این منظور ابتدا مجموعه دریافتی و مجموعه مقدم لازم بود و اشتراک این دو مجموعه را برای هر عامل بدست آوردیم. و در مواردی که اشتراک این دو مجموعه برابر مجموعه دریافتی بود آن عامل به عنوان عامل شناسایی شده در سطح، انتخاب و از دور مراحل بعدی خارج گردید. و مجددا مجموعه ورودیها و خروجیها تشکیل و سطح متغیر بعدی بدست آمد و این عملیات تا جایی ادامه پیدا کرد تا همه عوامل در سطوح مختلف دسته بندی شدند. مراحل انجام در جداول شماره 9 الی 17 آمده است.
جدول 9 : دور اول افراز بندی عوامل به سطوح مختلف (منبع: یافته های پژوهش)
مجموعه دریافتی مجموعه مقدماتی مجموعه اشتراکR∩A = R سطح
فناوری(مالی،دیجیتال) 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,26,27,28 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25 I
نوآوری 1,2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,26,27,28 1,2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25 I
شخصیت 1,2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,26,27 1,2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25 I
ظرفیت سازگاری 1,2,3,5,6,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,26,27 1,2,3,5,6,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25 I
مدیریت دانش 3,5,6,8,9,10,11,12,13,14 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15, 3,5,6,8,9,10,11,12,13,14 I
فناوری اطلاعات 2,5,6,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,25 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,26 2,5,6,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23,25 I
مکان و تنوع 1,2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,25 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,26,27,28 1,2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,25 I
برند و شهرت 2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,25 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,26 2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,25 I
جهانی شدن 2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,25 1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,26,27,28 2,3,5,6,7,8,9,10,11,12,13,15,16,17,18,19,20,21,22,23,25 I
جدول شماره 10 : دور دوم افراز بندی عوامل به سطوح مختلف (منبع: یافته های پژوهش)
مجموعه دریافتیمجموعه مقدماتیمجموعه اشتراکR∩A = R سطح
نقش دولت 2،7،12،22،25 2،3،4-13،15-27 2،7،12،22،25 II
ارتباطات سیاسی 2،5،6،7،8،9،15،16،19،20،22،25 2،3،5-13،15-23،25 2،5،6،7،8،9،15،16،19،20،22،25 II
جدول شماره 11 : دور سوم افراز بندی عوامل به سطوح مختلف (منبع: یافته های پژوهش)
مجموعه دریافتیمجموعه مقدماتیمجموعه اشتراکR∩A = R سطح
سرمایه اجتماعی 1,2,3,7,10,11,12,13,17,18,21,23 1,2,3,4,7,10,11,12,13,17,18,21,23,24,26,27 1,2,3,7,10,11,12,13,17,18,21,23 III
استراتژی 1،2،3،7،10،11،12،13،17،18،21،23،24،26،27،28 1،2،3،4،7،10،11،12،13،17،18،21،23،24،26،27،28 1،2،3،7،10،11،12،13،17،18،21،23،24،26،27،28 III
زنجیره تامین 3،12،13،21،23 2،3،4،7،10،11،12،13،17،18،21،23،24،26،27،28 3،12،13،21،23 III
همکاری 2،3،7،12،21،23 1،2،3،4،7،10،11،12،13،17،18،21،23،24،26 2،3،7،12،21،23 III
جدول شماره 12 : دور چهارم افراز بندی عوامل به سطوح مختلف (منبع: یافته های پژوهش)
مجموعه دریافتیمجموعه مقدماتیمجموعه اشتراکR∩A = R سطح
منابع انسانی 1،2،7،10،11،13،17،18،24 1،2،4،7،10،11،13،17،18،24،26،27 1،2،7،10،11،13،17،18،24 IV
ویژگی مدیریتی 1،2،10،11،13،17،18،24 1،2،4،7،10،11،13،17،18،24 1،2،10،11،13،17،18،24 IV
کارآفرینی 1،2،10،11،13،17،18 1،2،4،7،10،11،13،17،18،24،26،27،28 1،2،10،11،13،17،18 IV
بازاریابی کارآفرینانه 2،10،11،17،18 1،2،4،7،10،11،13،17،18،24،26،27،28 2،10،11،17،18 IV
جدول شماره 13 : دور پنجم افراز بندی عوامل به سطوح مختلف (منبع: یافته های پژوهش)
مجموعه دریافتیمجموعه مقدماتیمجموعه اشتراکR∩A = R سطح
دانش مالی 1,4,7 1,2,4,7,24,26,27 1,4,7 V
فراگیری مالی 1,2,4,24 1,2,4,24,26,27 1,2,4,24 V
مالکیت معنوی 1،2،7،13،24 1,2,7,13,24,26,27 1،2،7،13،24 V
جدول شماره 14 : دور ششم افراز بندی عوامل به سطوح مختلف (منبع: یافته های پژوهش)
مجموعه دریافتیمجموعه مقدماتیمجموعه اشتراکR∩A = R سطح
تحقیق و توسعه 2،13 2،13،24،26،27،28 2،13 VI
جدول شماره 15 : دور هفتم افراز بندی عوامل به سطوح مختلف (منبع: یافته های پژوهش)
مجموعه دریافتیمجموعه مقدماتیمجموعه اشتراکR∩A = R سطح
منابع اقتصادی 2,24 2,24,26,27,28 2,24 VII
ثبات سیاسی 2،24،26،27،28 2،24،26،27،28 2،24،26،27،28 VII
جدول شماره 16 : دور هشتم افراز بندی عوامل به سطوح مختلف (منبع: یافته های پژوهش)
مجموعه دریافتیمجموعه مقدماتیمجموعه اشتراکR∩A = R سطح
ثبات اقتصاد کلان 24،27،28 24،26،27،28 24،27،28 VII
نوسانات نرخ ارز 24،27،28 24،26،27،28 24،27،28 VII
جدول شماره 17 : دور نهم افراز بندی عوامل به سطوح مختلف (منبع: یافته های پژوهش)
مجموعه دریافتیمجموعه مقدماتیمجموعه اشتراکR∩A = R سطح
تحریم 26 26 26 XI
مرحله 12. مدل ساختاری تفسیری: پس از سطح بندی تمامی عوامل، مدل ساختاری تفسیری شامل عوامل و روابط فیمابین آنها به شرح شکل شماره 2 ترسیم گردید. سطح هر عامل در مدل، از افراز بندی عوامل در سطوح مختلف و جداول مراحل قبل بدست آمد. همچنین روابط میان عوامل نیز از طریق ارتباطات تعریف شده میان عوامل در ماتریس دسترسی پذیری نهایی به دست آمده است.
شکل شماره 2 : نقشه رابطه بر اساس رویکرد FDEMATEL-ISM (منبع: یافته های پژوهش)
مرحله 13. تحلیل MICMAC: هدف از انجام این تحلیل، دسته بندی عوامل یک سیستم پیچیده بر اساس شدت اثرگذاری و شدت اثرپذیری می باشد. بر این اساس عوامل به چهار و یا پنج دسته تقسیم گردیدند که در ادامه به شرح هر دسته پرداخته می شود. همچنین تجزیه و تحلیل MICMAC عوامل تحقیق حاضر در شکل شماره 3 نشان داده شده است.
شکل شماره 3 : خوشه بندی عوامل موثر بر ارتباطات پروژه با استفاده
از تحلیل MICMAC.(منبع: یافته های پژوهش)
عناصر با تاثیر ضعیف و قدرت وابستگی کم در خوشه خودمختار ماتریس (قسمت پایین سمت چپ نمودار)، قرار گرفتند. چنین عناصری نسبتاً جدا و دارای چند پیوند میباشند. عناصر در خوشه خودمختار مهم تلقی میشوند، اما از نظر قدرت محرک و وابستگی دارای تعاملات ضعیفی میباشند، با این حال، اگر متغیرها نزدیک به ناحیه نفوذ بالا توزیع شود، تأکید بر این متغیرها، باعث افزایش اثربخشی سیستم میشود. زنجیره تامین، نقش دولت، دانش مالی، مدیریت دانش، حق مالکیت معنوی در این ربع قرار دارند.
در خوشه دوم (وابسته)، عناصری با نفوذگذاری ضعیف، اما قدرت وابستگی قوی قرار دارند. این عناصر سطح بالایی را در چارچوب ISM تشکیل میدهند و به عناصر سطح پایین بستگی دارند. عوامل شناسایی شده این بخش همکاری، بازاریابی کارآفرینانه، فنآوری اطلاعات، فنآوری مالی و دیجیتال، ظرفیت سازگاری، شخصیت، برند و شهرت و سرمایه اجتماعی است.
خوشه سوم (پیوند) از عناصری با نیروی محرک و وابستگی قوی تشکیل شد. این عناصر دارای پویایی تأثیرگذاری بالایی هستند به طوری که هرگونه عمل بر روی این عناصر بر روی دیگر عوامل تأثیر میگذارد و همچنین به راحتی تحت تأثیر عناصر دیگر قرار میگیرند. این عناصر در میانه چارچوب ISM آمده و عناصر مستقل و وابسته را به هم پیوند میدهد. منابع اقتصادی، منابع انسانی، ویژگیهای مدیریتی، استراتژی، تحقیق و توسعه، مکان و تنوع، جهانی شدن، نوآوری وکارآفرینی در خوشه پیوندی قرار دارند.
عناصر دارای قدرت محرکه قوی اما قدرت وابستگی ضعیف در خوشه چهارم (مستقل) قرار گرفتند. این عناصر سطح بالایی از تأثیر را بر عناصر متصل در سطوح بالاتر در نمودار نشان میدهند. عوامل تحریم، ثبات اقتصاد کلان، ثبات سیاسی، ارتباطات سیاسی، فراگیری مالی و نوسانات نرخ ارز در این دسته قرار دارند. این عوامل حداکثر قدرت محرکه را نشان میدهند و در سطوح پایینی مدل ISM قرار دارند.
بحث و نتیجه گیری:
پژوهش حاضر برخلاف مطالعات و پژوهش های گذشته که تابآوری کسب و کارها را تنها از یک منظر و بعد سازمانی مورد بررسی قرار داده اند، به بررسی جامع و سیستماتیک پرداخته و تابآوری کسب و کارها را از منظر تمامی عوامل داخلی و خارجی موثر بر بقای کلیه ابعاد سازمان مورد بررسی قرار داده است. تابآوری شامل "چندین بعد به هم پیوسته است، که با گذشت زمان نوسان میکند"(بیوکسترا و همکاران ، 2010). تمرکز بر یک بعد واحد، ظرفیت ما را در درک اینکه چه بخشی بیشتر در برابر بحرانها آسیبپذیر است و علت آسیبپذیری چیست را به شدت محدود میکند. در شوکها و شرایط بحران، بخشهای متفاوتی از سازمان تحت تاثیر قرار میگیرد و در آن بخش، نیاز به مقاومت، سازگاری و انطباق دارد و در صورت عدم توجه ممکن است سازمان در همان بخش، آسیبپذیر و با شکست روبرو شود، بنابراین توجه همزمان به تمامی ابعاد سازمان جهت مقاوم-سازی و ایجاد تابآوری در سازمان امریست ضروری. مطالعه حاضر به دنبال ایجاد یک فرآیند ابتکاری برای ایجاد یک ساختار شناختی یکپارچه است که ارزیابی تابآوری SME ها را در ابعاد مختلف بسنجد. به طور خاص این تحقیق با هدف ارائه یک درک جامعتر و مبسوطتر از مفهوم تاب آوری در SME ها انجام شده است.
از نظر تئوری، ارتباطات یک سیستم بسیار پیچیده در نظر گرفته میشود که مجموعه ای از عناصر وابسته به هم را در بر می-گیرد. در نتیجه، مدلی که قادر به توضیح این روابط نیست، نمیتواند برای تحلیل مناسب باشد. وو (2008) بیان کرد که روشهای MCDM در مطالعات متعددی مورد استفاده قرار گرفته است، اما برای تجزیه و تحلیل روابط تعاملی ایده آل و دقیق نیست. ISM و DEMATEL هر دو برای تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده با ساختار سلسله مراتبی و ارتباطی مناسب هستند. با این وجود، ترکیب این دو روش در پژوهشها به ندرت انجام گرفته و در تحقیقات مرتبط با بررسی تابآوری SME ها و مدل شناسی عوامل موثر بر تابآوری SME ها میتوان ادعا داشت تا به امروز به کارگرفته نشده است. بهمنظور پوشش این خلأ تحقیقاتی و در جهت مدلسازی دقیقتر و کاربردیتر، علاوه بر شناسایی عوامل کلیدی موثر بر تابآوری کسب و کارها، یک روش ترکیبی و آمیخته از دو تکنیک ISM- FDEMATEL بکار گرفته شد. از طریق روش ISM به اولویت بندی و تعیین سطح عوامل پرداخته و با کمک روش FDEMATEL به تحلیل کمی روابط و شدت اثرگذاری و اثرپذیری میان عوامل پرداختیم. در بخش سوم، جهت شناسایی پیچیدگی روابط بین عناصر، از تجزیه و تحلیلMICMAC برای بررسی دینامیک تأثیرگذار در بین عناصر استفاده کردیم. تجزیه و تحلیل MICMAC و مدل ISM به صورت نموداری وابستگی متقابل بین عناصر و تأثیر احتمالی برخی از عناصر بر سایر عناصر در مدل را نشان میدهد.
اولین نتیجه کلیدی بدست آمده از این پژوهش، عوامل شناسایی شده مندرج در جدول شماره 5 میباشد، که برای اولین بار، علی-رغم پیچیدگیهای حاصل از افزایش مولفهها، کلیه ابعاد سازمان و عوامل داخلی و خارجی سازمان را بطور همزمان مورد بررسی قرار داده و نتایج دقیق و قابل بیانی را ارائه نماییم.دومین نتیجه کلیدی حاصل از روش ترکیبی و یکپارچه FDEMATEL-ISM، مدل گرافیکی به شرح شکل 2 میباشد. در این مدل، 28 عامل شناسایی شده از فاز اول، بر اساس میزان اثرگذاری و اثرپذیری، سطحبندی و ارتباطات بین آنها مشخص شده است. در نهایت جهت تجزیه و تحلیل دقیقتر عوامل و روابط آنها از تکنیک MICMAC استفاده گردید. براساس این تکنیک فاکتورهای تحقیق در چهار گروه خودمختار، وابسته، پیوندی و محرک به شرح شکل شماره 3 قرار گرفتند. براساس نتایج بدست آمده، عوامل تحریم، ثبات اقتصاد کلان، ثبات سیاسی، نوسانات نرخ ارز، حق مالکیت معنوی، ارتباطات سیاسی، فراگیری مالی، منابع انسانی، ویژگیهای مدیریتی، استراتژیهای سازمان، منابع انسانی و تحقیق و توسعه به عنوان تاثیرگذارترین عوامل شناسایی و در گروه علت قرار گرفتند. و سایر مولفهها از جمله جهانیشدن، کارآفرینی، زنجیره تامین، سرمایه اجتماعی، برند و شهرت، فنآوری، شخصیت، نوآوری و ظرفیت سازگاری، در گروه تاثیرپذیر و معلول نتایج تحقیق قرار گرفتند. این نشان میدهد که تغییر گروه علت دشوار است، درحالیکه گروه اثر را میتوان بهراحتی تغییر داد. یافتههای پژوهش نیاز به تفکر تحلیلی و رویکرد سیستمی دارد، زیرا نتایج نشان میدهد بین مولفههای شناسایی شده ارتباط دوسویه بسیاری وجود دارد.
بنابر نتایج این پژوهش و تحلیل روابط علت و معلولی، عوامل استراتژی، منابع اقتصادی، منابع انسانی، ویژگیهای مدیریتی، تحقیق و توسعه جزء برجستهترین و قویترین عوامل اصلی موثر بر تابآوری SMEها میباشند. چرا که این عوامل دارای پویایی و تأثیرگذاری بالایی هستند به طوری که هر گونه عمل بر روی این عناصر بر دیگر عوامل تأثیر میگذارد و همچنین به راحتی تحت تأثیر عناصر دیگر قرار میگیرند. این عناصر در میانه مدل ISM آمده و عناصر مستقل و وابسته را به هم پیوند میدهند. این کار پژوهشی این یافته ها را با شناسایی بحرانی بودن این عناصر و تأثیر آنها بر سایر عناصر گسترش میدهد. علاوه بر این، وابستگی متقابل این عناصر نشان میدهد که مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط/ کارآفرینان باید بر روی این عناصر تمرکز کنند تا کسب و کار منعطف و تابآوری داشته باشند.همچنین پایهایترین عوامل به منظور دستیابی کسب و کارها به تابآوری، عوامل سطح "یک" مدل میباشند. ایجاد تغییر در این عوامل با هدف بهینهسازی کسب و کار، ریسک بسیار کمتری به همراه دارد زیرا دیگر عوامل کسب و کار را چندان دستخوش تغییر و چالش نمیکند. این عوامل قدرت نفوذگذاری ضعیف اما تحت تاثیر عوامل سطوح پایینی خود هستند. عوامل ظرفیت سازگاری، جهانی شدن، نوآوری، شخصیت، برند و شهرت، همکاری، مکان و تنوع، فنآوری مالی، کارآفرینی، سرمایه اجتماعی و فنآوری اطلاعات جزء عوامل کاملاً برجسته ایی هستند که اتصالات ضعیفی دارند. این عوامل بر روی عوامل دیگر نمی توانند تاثیر گذار باشند ولیکن از عمده فاکتورهای مهم و اساسی تاب آوری SMEها می باشد. مدل بدست آمده نشان میدهد که عوامل سطوح پایینتر، عوامل استراتژیک کسب و کارها می باشد و چنانچه مدیران کسب و کار قصد ایجاد تغییر در این عوامل را داشته باشند، باید میزان تاثیر این تغییرات را بر عوامل سطوح بالاتر در نظر بگیرند.
از آنجائیکه این پژوهش تنها پژوهشی است که تمام ابعاد سازمان را مورد بررسی قرار داده است بنابراین نتایج بدست آمده از آن با سایر پژوهش ها متفاوت، و قابل قیاس نمیباشد. برای مثال بولیگا و همکاران، نوآوری در مدل کسب و کار را بخشی جدایی ناپذیر از پاسخ سازمانی میداند در حالیکه طبق تحقیقات این پژوهش نوآوری در کشور ایران در سطح یک عوامل و جزء عوامل تاثیرپذیر و معلول قرار دارد. به عبارتی یک کسب وکار نمیتواند به امید انعطافپذیری و تابآوری بدون در نظر گرفتن سایر ابعاد و مولفههای سازمان به تقویت نوآوری سازمان بپردازد، چرا که با در نظر گرفتن سایر ابعاد سازمان، نوآوری خود نیز تحت تاثیر سایر عوامل و مولفهها میباشد. صدیق پور و همکاران تابآوری زنجیره تامین را عامل کلیدی بقای کسب وکار میداند، در حالیکه طبق این پژوهش و بررسی همه جانبه عوامل موثر با روشهای تحلیلی دقیقتر، زنجیره تامین در سطح سوم و جزء عوامل معلول کسب و کار میباشد و عواملی چون دانش مالی، بازاریابی کارآفرینانه و منابع انسانی عوامل کلیدیتری هستند که بر زنجیره تامین تاثیرگذار میباشند. و این نشان می دهد که کسب و کارهای کوچک و متوسط به چنین عواملی میبایست اهمیت بیشتری نشان دهند. چیت سازان و همکاران، عواملی چون؛ داراییها، منابع سازمان، رقابتپذیری و پویای سازمان را تبیین کردند، و متغیرهای یادگیری و فرهنگ، را بیتأثیر دانستند، که در مقایسه با نتایج حاصل از پژوهش حاضر اطلاعات بسیار اندکی در اختیار مخاطب قرار میدهد و همچنین نقش فرهنگ و دانش را نمی توان در تاب آوری کسب و کارها نادیده گرفت چرا که مولفه ویژگیهای مدیریتی و فرهنگ سازمان در این پژوهش در سطح 4 و سطح متوسطی جهت تاثیرگذاری بر تابآوری کسب و کارها میباشد.
با توجه به نتایج بدست آمده از بررسی و تحلیل روابط علی 28 مولفه از کلیه مولفههای درون و بیرون سازمانی موجود و احتمالی اثرگذار بر تابآوری کسب وکارها، کارآفرینان و صاحبان کسب و کارهای کوچک و متوسط، میتوانند با تکیه بر یافتههای این پژوهش، بر مولفههای اساسی شناسایی شده از جمله منابع انسانی که جزء سرمایههای فکری هر کارآفرینی میباشد، تحقیق و توسعه، منابع اقتصادی، استراتژیهای سازمان و ویژگیهای مدیریتی تمرکز داشته و به بهبود و تقویت آنها بپردازند. چرا که این عوامل بیشترین اثرگذاری را بر تابآوری کسب و کار دارد و از طرفی بالاترین تعامل و ارتباط را با سایر مولفهها دارد.
در نهایت پیشنهاد میشود با توجه به اهمیت نیروی انسانی و همچنین توسعه توانمندیهای فردی و ویژگیهای مدیریتی، مدیران کسب و کار به ایجاد بستری مناسب به منظور تبادل اطلاعات و تجربه و به اشتراک گذاری ایده ها و دانش بپردازند و سعی کنند با ایجاد شبکه سازی، به پویایی آن کمک کنند. همچنین با توجه به اهمیت منابع اقتصادی، به مدیران کسب و کار توصیه میشود، توسعه صندوق های خطرپذیر، استارت آپهای مالی، روشهای تامین مالی و توسعه فنآوریهای مالی را در نظر داشته باشند. توصیه میشود، کسب و کارها به منظور ایجاد زمینه همکاری مناسب و ایجاد ساز و کار بازرایابی کارآفرینانه، به مشارکت با سایر کسب و کارهای مکمل خود برای جذب مشتری اقدام کرده و توانمندی خود را در این زمینه افزایش دهند.
در نهایت برای تحقیقات آتی پیشنهاد میشود مدل حاصل از این پژوهش در بسترهای مطالعاتی و صنایع مختلف مورد آزمایش قرار گرفته و با سایر مدلهای تابآوری سازمانی مقایسه و تحلیل گردد. از طرفی میتوان رابطه میان عوامل را از طریق روش-هایی چون نقشه شناختی و یا پویاییهای سیستم بررسی و تحلیل کرده و به صورت گرافی از عوامل و روابط فیمابین نشان داد.